ریشه و تیشه | |||
![]() |
بیش از این هم انتظاری نبود... همه می گفتند و من در خیال خام که اثبات کنم استثنایی هست.. و عجب استثنایی بودی در واپسین سالهای جوانی .. چه نتیجه جز اعتماد به سگ بی زبان خانه که از تلنگر به تندیس های طلایی عشق، جز آوای سرد وجودی تهی از وفا حاصلی نیست.
و من هنوز در اندیشه ی پوچ ناباوری ام غوطه ورم و هنوز به قدرتی فراتر از خنجر نفرت و سیاهی فاصله ایمان دارم . به رویایی، به صدایی، به نگاهی، به دستهایی و به باوری که باور دوست داشتن را به گرداب تردید نسپارد. چه خیال خامی زیرا که تو از نخوت ادعای پختگی برای سوزاندن قلبهای بیتاب خواب خوشی را بی خبری می نامی و هراس از تندیها را بهانه می کنی و آبروهای بی آب و رو را مدعی می شوی.
من.. نمی دانم تا کی ... در غوغای روزم از نبودنت می گریزم و در تنهایی شبانه ام با بودنت اشک می ریزم... من از لحظه های بودنت و نبودنت بیزارم...
تو بهانه تنفر من از عشقی..
وقتی که حتی نیستی تا بگویم بارها بارها دل به آهنگی می سپارم که آنچنان روحم را سیراب می کند که هر واژه ی«تو» اش «تو» را به یاد می آورد.. و تو از شنیدنش می هراسی.
و من چه تنهایم وقتی هیچ تویی نیست. و تو چه تنهایی با این منمها
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطرشعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
تو را می سپارم به رویای فردا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرم
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
احسان عزیزم صدای نازنینت روشنی بخش شبهای من است ...
10589:همه بازدیدها |
|
4:بازدید امروز |
|
1:بازدید دیروز |
|
درباره خودم
| |
![]() | |
بودن و نبودن
| |
لوگوی خودم
| |
| |
لینک دوستان | |
بایگانی | |
تابستانه | |
هموندی | |